نوت نویس

جایی برای خالی کردن آن چه در ذهنم می گذرد ...

نوت نویس

جایی برای خالی کردن آن چه در ذهنم می گذرد ...

وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی...

دوشنبه, ۷ اسفند ۱۳۹۶، ۰۴:۱۱ ب.ظ

وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی

که بس دور است بین ما که این سو پیرمردی با سپیدی های مو

و هزاران بار مردن ، رنج بردن

با خمی در قامت از این راه دشوار

که این سو دستها خشکیده ، دل مرده

با ظاهر خنده ای بر لب

و گاهی حرفهای پیچ در پیچ و هم پیچ

و گهگاهی دو خط شعری که گویای همه چیز است و خود ناچیز

وای بر من گر تو آن گم کرده ام باشی

که بس دور است بین ما

که آن سو نازنینی غنچه ای شاداب

و صدها آرزو بر دل و گهواره ای عشقی

که چندی بیش نیست شاید

و از بازیچه بودن ، سخت بیزار است

وای بر من گر تو آن گم کرده ای باشی

که بس دور است بین ما

و عاشق گشتن و عاشق نمودن سخت دشوار است...


مسعود فرمنش

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۱۲/۰۷
notenevis ...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی