نوت نویس

جایی برای خالی کردن آن چه در ذهنم می گذرد ...

نوت نویس

جایی برای خالی کردن آن چه در ذهنم می گذرد ...

۴۶ مطلب در فروردين ۱۳۹۵ ثبت شده است

باید مراقب باشی که یک جا از خودت عبور نکنی. آدم ها گاهی برای رسیدن به دیگری، گاهی هم به خیال رسیدن به آرزوها و رویاهایشان، و گاهی هم در وهم انتخاب یک مسیر درست از خودشان هم عبور میکنند،  آن وقت اگر بازگشتی به عقب بزنند و بخواهند مرور کنند،  دیگر خودشان را نمی شناسند و انگار در یک لحظه خودشان با خودشان غریبه باشند. آدم ها گاهی یادشان میرود خود قبلیشان چگونه بود که بخواهند حتی به آن رجوع کنند... باید مراقب بود که اگر احساس خوشبختی سرتاسر زندگیت را گرفت، اگر سقف آسمان زندگیت به اندازه بود، اگر حس کردی خوشحالی،  همانجا همان لحظه در ذهنت ثبت کنی و سعی کنی از خوشبختی و حال خوبت عبور نکنی. راستی آدمی چندبار در زندگی به اشتباه عبور میکند از خودش و با خود قبلیش بیگانه میشود؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 19 April 16 ، 18:29
notenevis ...

نگات ، غم توی چشات ، حالت خنده هات ، دوست دارم

هوا یه وقتا گریه ها ، که می میرم برات ، دوست دارم

قلبم پر از عشق توئه معجزه اینه

آغوش تو آروم ترین جای زمینه

مثل قدیما با نگات دلم میلرزه

هنوزم این چشما به یه دنیا می ارزه

همه چی داره دوباره

تورو یاد من میاره

مگه می شه تو نباشی و

نم بارون بباره

تو دلم یه حرفی مونده ، که چشات اونو نخونده

ترس روزی که تو نیستی ، همه دنیامو سوزونده

قلبم پر از عشق توئه ، معجزه اینه

آغوش تو آروم ترین جای زمینه

مثل قدیما با نگات دلم میلرزه

هنوزم این چشما به یه دنیا می ارزه

قلبم پر از عشق توئه ، معجزه اینه

آغوش تو آروم ترین جای زمینه

مثل قدیما با نگات دلم میلرزه

هنوزم این چشما به یه دنیا می ارزه

نگات ، غم توی چشات ، حالت خنده هات ، دوست دارم


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ 18 April 16 ، 20:40
notenevis ...

سخت است منطقی باشی بر سر دوست داشتن یا نداشتن آدمی که مدعی دوست داشتنت هست، تمام قد به احترامت می ایستد، از رفتارهایش عشق می بارد، برق چشمانش میخکوبت میکند بر سرجایت و در دلت خانه میکند. سختیش آنجاست که در خیالت تو را بیخیال عالم کرده باشد و اما در واقعیت عقلت و دلت ساز مخالفشان آنقدر کوک باشد که دل نی بنوازد و عقلت اما روضه اش را بخواند... همیشه یک جایی قضیه می لنگد، همیشه دونفر هستند که همه چیزشان با هم جور در نمی آید، همیشه دو نفری هستند که یکی عاشق تر است و دیگری تنها عاشق است ...ادم دلش میخواهد بداند کجای قصه اش یکی هست که دوطرف عاشق تر باشند، دو طرف همه چیزشان جور باشد، کجایی قصه است که عقل و دل نای نوایشان یکی میشود، کجایی قصه است که دونفر همدیگر را آنقدر عمیق میفهمند که تا اخر قصه همراه هم میشوند؟

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ 18 April 16 ، 20:20
notenevis ...

دلم صراحی لبریز دلتنگیست

تمام ثانیه ها پرز دلتنگیست

 تمام روز بی قراری و دلتنگیست

تمام قلب من اسیر دلتنگیست

فاطمه
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ 18 April 16 ، 13:47
notenevis ...

گاهی در زندگی آدم اتفاقاتی می افتد که هیچکس مرهمش نیست جز خداوند، هیچکس حرفش را نمیفهمد، هیچکس نمیتواند کمکی کند جز آدمی به آدمی خودش. گاهی در قمار زندگی خودش را می بازد، احساسش را، زندگیش را، عواطف قشنگش را به هیچ می بازد...این وسط هیچکس نه میتواند حرفی بزند، نه میتواند مرهمی باشد، نه کمک دهنده ای...رها و آزاد با دلی خالی از عاطفه و خشم میشود یک آدم دیگر...آدمی که دیگر نه بتواند با مسایل جدید و تازه روبرو بشود، نه بتواند خودش را از قید هرچه هست و نیست رهای کامل کند، میخواهد به رهایی کامل فکر کند اما فکرش اسیرش میکند، میرود در لاک خودش،، کج خلق میشود، با هیچکس میل سخنش نمیرود و آرام آرام گوشه ای میخزد تا شاید روزی باز پروانه ای رها بشود، از پیله اش به سمت بیرون پرواز کند و ابریشم تنهاییش را بشکند...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ 16 April 16 ، 18:23
notenevis ...

حواشی زندگی هرچه باشد، پر سر و صدا، ساکت ، پر رفت و آمد و شلوغ یا خلوت اما متن زندگیت گاهی سیاه و سفید میشود، با یک موسیقی غمگین و لایت که دلت هرلحظه اش میگیرد...زندگیت که سیاه و سفید بشود انگار وجودت در این دنیا نباشد، شاید بخشی از همان آهنگ خواجه امیری که میگوید "شاید مردم، حواسم نیست" را به یادت بیاورد...شاید هم آهنگ ابی که میخواند "دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده، تنها مدارا میکنم دنیا عجب جایی شده..." هرچه هست زندگی رنگی را ترجیح میدهم به زندگی پراز سایه روشنی که نمیدانم گاهی از زیبایی زندگیست که اینطور سیاه و سفید است یا از زشت شدنش!

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ 16 April 16 ، 17:31
notenevis ...

هرچقدر هم که رابطه ای بد بوده باشد، هرچقدر هم که یک دوستی تباه باشد، هرقدری هم که دو آدم نتوانند همدیگر را تحمل کنند و در یک رابطه عاطفی دوستانه یا عاشقانه دوام بیاورند، آخرش قسمتی از وجود هر آدمی هست که درون طرف مقابلش جا می ماند، ته نشین میشود...اصلا ته دل هر کسی، تعدادی آدم زندگی میکنند، قسمت هایی از وجود یک سری از آدم هایی که یک روز عزیز بودند، یک روز خاطره ساز زندگیت شدند، یک روز نقاشی زندگیت را پرنقش ونگار کردند، سایه روشن زدند مانده در وجود هر آدمی و گاهی آنقدر یادشان در دلت پررنگ می ماند و آنقدر ته نشین میشوند که گاهی حس میکنی تمام وجودت شده اند، تمام قلبت مال خودشان است و نفست بالا نمی آید ... نفست میگیرد و بالا نمی آید که نمی آید...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ 16 April 16 ، 17:25
notenevis ...

خیلی میخواهد شجاع باشی که بخواهی بگویی دوستت دارم، زل بزنی در چشمان همانی که باید، قلبت از جاکنده بشود، شرم و حیا مانعت بشود و اما تو باز رها، آزادانه و بی هیچ ترس و وهم و خیالی تو صورتش داد بزنی دوستت دارم تا همیشه...خیلی میخواهد جسور باشی که این حس را جلوی دیگران فریادش بزنی، بر زبانش بیاوری... آدمی که از داد زدن احساسش میترسد، آدمی که تمام وجودش ذر بند کنترل است، یک روز چشم باز میکندو خودش را اسیر تمام حس هایی میبیند که دیگر برای گفتنشان دیر شده... آن وقت است که آدمی با یک درون خالی از عاطفه و خشم، خالی از احساس، درست مثل کوهی از یخ دیگر برایش گفتن یا نگفتن دوستت دارم تفاوتی ایجاد نمیکند، چه در سکوتش و چه در ر فریاد زدنش تفاوتی نیست...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ 15 April 16 ، 18:03
notenevis ...

میدانی بازنده واقعی همانیست که در عشق فکر میکند، برای عاشق بودن، عاشق ماندن و عاشق شدن درنگ میکند... خودش را به در و دیوار میکوبد و دست آخر دستش به هیچ جا بند نمیشود. بازنده واقعی پرنده ایست که پرواز را از خاطرش برده چرا که یک بار از پریدنش تجربه تلخی به جا مانده... اما برنده کیست؟ برنده همانیست که با قلبش تصمیم گیری میکند، جهان اطرافش را درک میکند، به حس ششم خودش اعتماد میکند و دست دلش را میگیرد و جلو میرود... و عجیب آن که حس ششم برندگان معمولا یک جا آنقدر همگام با عقلشان میشود که انگار از اول هم دل و قلب بر خلاف همیشه پابه پای هم بوده اند... 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ 15 April 16 ، 17:58
notenevis ...

باز همان حکایت همیشگی شب آرزوها...آرزوها و رویاهایی که کنج دلت گوشه عزلت گزیدند و هنوز یا موعد برآورده شدنشان نشده یا از محالاتند...میان این همه دل پر آرزو،  از بین این همه رویاهای جورواجور تا کدامیک را قاصدک واسط خبر خوش وصولشان تا برآورده شدنشان باشد... امسال هم به رسم هرساله آرزو میکنیم، رویا و خیال می بافیم و فرش دلمان را گره میزنیم به صبر برای رسیدن به تمام آرزوهای فروخورده ای که به آن ها نرسیدیم. در این میان حواسمان به دل های بی آرزو باشد، دل هایی که آنقدر به آرزویشان نرسیدند که قید همه چیز را زده اند... برایتان دنیایی از رسیدن به آرزوهاتان آرزو میکنم و اما شما هم یادتان نرود اینجا دلیست که مشتاق شنیدن یک آمین برای رسیدن به آرزوهاش است. 


فاطمه 

شب لیله الرغایب

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ 14 April 16 ، 13:52
notenevis ...