نوت نویس

جایی برای خالی کردن آن چه در ذهنم می گذرد ...

نوت نویس

جایی برای خالی کردن آن چه در ذهنم می گذرد ...

۶۹ مطلب در جولای ۲۰۱۵ ثبت شده است

خبر هایی هست که منتظر شنیدنشان هستی، حرف هایی که دلت پر میکشد برای شنیدنشان از زبان یک نفر، بی شک، بی شبهه، بدون تردید و دودلی و ترس، و امان از روزی که حرف ها را همانی که باید نزند، که کسی واسطه بشود که اخبار دیگری آورد،  آن وقت دلت نه دیگر حرف میخواهد، نه خبر، نه چیز دیگر...فقط ساکت میشوی خیره در انتظار نوری در امتداد یک خیابان تاریک.


پ.ن: فقط دلم خواست چیزی برای نوشتن داشته باشم تا سکوت نکرده باشم. شاید نوعی تاملات تنهایی، شاید هم نوعی خیالات تنهایی.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 31 July 15 ، 21:04
notenevis ...

من از نهایت شب حرف میزنم

من از نهایت تاریکی 

و از نهایت شب حرف میزنم

اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار 

و یک دریچه که از آن 

به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم


فروغ فرخزاد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 31 July 15 ، 20:33
notenevis ...

دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ 

ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ 

دانی که پس از عمر چه ماند باقی ؟

مهر است و محبت است و باقی همه هیچ

 

(مولوی)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 31 July 15 ، 20:31
notenevis ...

تا قبل‌ترها که هنوز سرکار نمی‌آمدم، همیشه با خودم فکر میکردم چرا "خسته نباشید" بار منفی باید داشته باشد، ما هرروز آخر کلاس درس به استادهامان میگفتیم خسته نباشید و نه آن ها و نه ما بار منفی نمیگرفتیم.اما الان که صبح ها سرکار می آیم، تازه میفهمم که این عبارت ملعون چه تاثیر منفی دارد وقتی صبح اول صبح همکارت به جای"صبح بخیر" ، به جای "روزبخیر" به تو میگوید خسته نباشید.دلت میخواهد سرت را بکوبی به دیوار اصلا! آقا خانوم صبح اول صب از کلیشه استفاده نکنید.پرانرژی باشید. شادی و انرژی همینطور منتقل میشود اصلا!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 28 July 15 ، 05:08
notenevis ...

شاید که عاشق شدن یعنی همین که آن چنان غرق دوست داشتن کسی بشوی که در دریایی از عشق گم بشوی، ساحلت را چنان گم کرده باشی که در جایی دیگر در زندگی دیگر، آن سمت دیگر دریا یک ساحل امن‌تر برای زندگیت یافتی.شاید...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 26 July 15 ، 15:39
notenevis ...

آدمی جز عشق، جز دوست داشته شدن، جز دوست داشتن خیلی نیازها در زندگیش دارد که باید برآورده شوند، اما مساله آن است که با عشق به همه آن چیزهایی که باید می‌تواند به راحتی دست پیدا کند.

 

پ نآدم گاهی فقط دلش یه عشق میخواد و آدم گاهی با تمام دارا بودنش چه چیزی باعث میشه ندارترین آدم بیاد به چشم خودش

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 26 July 15 ، 15:32
notenevis ...

برای خواب معصومانه ی عشق

کمک کن بستری از گل بسازیم

برای کوچ شب هنگام وحشت

 کمک کن با تن هم پل بسازیم

کمک سایه بونی از ترانه برای خواب ابریشم بسازیم

کمک کن با کلام عاشقانه برای زخم شب مرهم بسازیم

بذار قسمت کنیم تنهاییمونو میون سفره ی شب تو با من

بذار بین من و تو دستای ما، پلی باشه واسه از خود گذشتن

کسی به فکر مریم های پرپر،

کسی تو فکر کوچ کفترا نیس

به فکر عاشقای در به در باش که غیر از ما کسی به فکر ما نست

تو را میشناسم ای شبگرد عاشق

تو با اسم شب من آشنایی

از اندوه تو و چشم تو پیداست که از  ایل و تبار عاشقایی

تو را میشناسم ای سر در گریبون غریبگی نکن با هق هق من

تن شکستتو بسپر به دست نوازش های دست  عاشق من

بذار قسمت کنیم تنهاییمونو میون سفره ی شب تو با من

بذار بین منو تو دستای ما پلی باشه واسه از خود گذشتن

کسی به فکر مریم های پرپر

کسی تو فکر کوچ کفترا نیس

به فکر عاشقای در به در باش که غیر از ما کسی به فکر ما نیس

 

 

به دنبال کدوم حرف و کلامی؟

سکوتت گفتنه تموم حرفاس

تو را از تپش قلبت شناختم

تو قلبت قلب عاشق های دنیاس

تو با تن پوشی از گلبرگ و بوسه منو به جشن نور و آینه بردی

چرا از سایه های شب بترسم

تو خورشیدو به دست من سپردی

بذار قسمت کنیم تنهاییمونو میون سفره ی شب تو با من

 بذار بین من و تو دستای ما پلی باشه واسه از خود گذشتن

کسی به فکر مریم های پرپر

کسی تو فکر کوچ کفترا نیس

به فکر عاشفای در به در باش که غیر از ما کسی به فکر ما نیس

کمک کن جاده های مه گرفته منه مسافرو از تو نگیرن

کمک کن تا کبوتر های خسته رو یخ بستگی شاخه نمیرن

کمک کن از مسافر های عاشق سراغ مهربونی رو بگیری

کمک کن تا برای هم بمونیم کمک کن تا برای هم بمیریم

بذار قسمت کنیم تنهاییمونو میون سفره ی شب تو با من

بذار بین من و تو دستای ما پلی باشد واسه از خود گذشتن

کسی به فکر مریم های پرپر

کسی تو فکر کوچ کفترا نیس

به فکر عاشقای در به در باش که غیر از ما کسی به فکر ما نیس

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 25 July 15 ، 07:54
notenevis ...

ﺁﻥﮐﻪ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ

ﺧُـﻨـﯿـﺎﮔﺮ ﻏﻤﮕﯿﻨﯽﺳﺖ

ﮐﻪ ﺁﻭﺍﺯﺵ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ

ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ

ﺯﺑﺎﻥ ِ ﺳﺨﻦ ﺑﻮﺩ

ﻫﺰﺍﺭ ﮐﺎﮐﻠﯽ ﺷﺎﺩ

ﺩﺭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﻮﺳﺖ

ﻫﺰﺍﺭ ﻗﻨﺎﺭﯼ ﺧﺎﻣﻮﺵ

ﺩﺭ ﮔﻠﻮﯼ ﻣﻦ

ﻋﺸﻖ ﺭﺍ

ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﺯﺑﺎﻥ ِ ﺳﺨﻦ ﺑﻮﺩ

ﺁﻥﮐﻪ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ

ﺩﻝ ﺍﻧﺪُﻩ ﮔﯿﻦ ﺷﺒﯽ ﺳﺖ

ﮐﻪ ﻣﻬﺘﺎﺑﺶ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺟﻮﯾﺪ

ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ

ﺯﺑﺎﻥ ِ ﺳﺨﻦ ﺑﻮﺩ

ﻫﺰﺍﺭ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺧﻨﺪﺍﻥ ﺩﺭ ﺧﺮﺍﻡ ِ ﺗﻮﺳﺖ

ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺘﺎﺭﻩﯼ ﮔﺮﯾﺎﻥ

ﺩﺭ ﺗﻤﻨﺎﯼ ﻣﻦ

ﻋﺸﻖ ﺭﺍ

ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﺯﺑﺎﻥ ِ ﺳﺨﻦ ﺑﻮﺩ

ﺍﺣﻤﺪ ﺷﺎﻣﻠﻮ


در سالروز درگذشت احمد شاملو

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 24 July 15 ، 11:18
notenevis ...

از آن وقت هایی که رضایت را در چشم عزیزترین هایت،  پدر و مادر میبینی، در تعاریفشان یکهو ناغافل از تو تمجید میکنند، یک شادی می نشیند زیر پوستت، هلال ماهی روی لبانت می نشیند و چشمانت برقی میزند که رسالتت را انجام داده ای و شاید که توانسته باشی اندکی از زحماتشان را نیمچه پاسخی دادده باشی.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 23 July 15 ، 19:05
notenevis ...

عشق ورزیدن کار هر انسانی نیست. مهربان بودن از هر آدمی بر نمی آید، اصلا احساسات همه آدم ها آنقدر رقیق نیست که زود به جوش آید. نمیشود کسی را دوست داشت و آن وقت در ازایش عشقی برابر با رفتارهای خودت بگیری، بعضی دوست داشتن را جور دیگری تعریف میکنند، تعابیر است که متفاوت است. تنها کاریست که از تو می آید و آن هم این است که از هر آدمی همانقدری در خودت ایجاد توقع کنی که بدانی از پسش بر می آید تا آن وقت یکی رنجور نماند و یکی گیج و سردرگم پراز تناقضی از مهرو محبت بیشمار.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ 23 July 15 ، 18:46
notenevis ...