نوت نویس

جایی برای خالی کردن آن چه در ذهنم می گذرد ...

نوت نویس

جایی برای خالی کردن آن چه در ذهنم می گذرد ...

۵۲ مطلب در آگوست ۲۰۱۷ ثبت شده است

بعد از مدت ها شروع کرده ام به فیلم دیدن، از لاواستوری شروع کردم و بعد از شاید سال ها دوباره دیدمش...چیزی که به آن این روزها احتیاج داشتم..منبع عشقی که به من بفهماند عشق همچنان وجود دارد، زندگی جاریست  و باور کنم که هنوز هم مثل همان جودی ابوت ، مثل جنیفر فیلم لاور استوری شاد و سرخوشانه میتوانم عاشق باشم، زندگی کنم و از داشتن کوچکترین چیزها در زندگیم لذت ببرم...تا مدت ها سرزبانم بود حرف جنیفر آن قدیم تر ها که دیده بودمش که "عشق یعنی هیچ وقت کاری نکنی یا مجبور نباشی بگویی ببخشید!" . هفته پیش رگ خواب را دیدم  و اما من را راضی نگه نداشت، چرا که داستانی تکراری از عشق هایی را به نمایش می گذاشت و تحقیرهایی که در یک جامعه سکسیست مردسالار به دور از ذهن نبود...اما لاواستوری و جودی ابوت همیشه برای من منبعی از عشقیست که متصورش میشوم، عشقی خیالین، رویایی، فرازمینی که به خاطرش وفادار میشوی و درست شبیه پست قبلم به خاطرش پیامبر میشوی...این روزها که میگذرد برای فرار از استرس ها، فشارهای روانی که برسر مسایل مختلف غیرعاطفی و کاری و تحصیلی زندگیم روی دوشم افتاده نیاز به یک عشق دارم، یک منبع عاطفی ، آنچنان که بتوانم سرپا باشم...رو آورده ام به نوشتن مجدد، به نقاشی هایم و عکاسی کردن هایم تا بتوانم مثل همیشه تنهایی هایم را زیر بار فشارهای کاری و تحصیلی که این روزها بیشتر از همیشه سنگین شده است روی دوشم مدیریت کنم...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۲۱
notenevis ...

بعد از مدت ها دست به قلم میشوم ... نگاه میکنم از آخرین تاریخی که نوشته ام و با خودم فکر میکنم از کی دقیقا دیگر فرصتی برای نوشتن دست نداد یا آنقدر سرگرم کارهای شخصیم شدم که رها کردم هرچه از شبکه های مجازی بود را . فیسبوکم را که باز میکنم متروکه شده است، انگار دیگر کسی نمی نویسد .وبلاگستان هم سال هاست متروکه شده . انگار آن هایی که حال نوشتن را داشته باشند روز به روز در حال کم شدن باشند . نوشتن خوب است .نوشتن جان است و نقاشی و عکاسی و هر هنر دیگری در زندگی غذاییست که اگر روحت را با آن سیراب نکنی، حالت به نمیشود. سعی دارم باز در فیسبوک هم کمی بنویسم واگر فرصتی دست داد و مشغله های زندگی واقعیم اجازه داد در پیج ریزنویس هم فعالیتم را از سر بگیرم .

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۶ ، ۱۸:۲۳
notenevis ...

میگفت ما دخترها گاهی احمق میشویم،ساده ایم، دلمان طاقت نمی آورد، دل کوچیک هستیم، هرچه بیشتر پسمان میزند آن که دوستش داریم بیشتر طرفش میرویم، اما پسرها دل گنده اند، قوانین بازی را بهتر بلدند، خوب میدانند سکوت کردن را تا کجا ادامه بدهند که لجت بگیرد، هروقت دلشان خواست میروند، هروقت دلشان خواست می آیند، زل زده بودم به چشمانش که زیبا بودند اتفاقا، نگاه میکردم و گفتم تا به حال کسی به تو گفته بود که مازوخیسم داری؟ یا تا به حال کسی به او گفته بود سادیسم دارد؟! خب همین است دیگر دخترجان، تو از آزاردادن خودت لذت میبری و او از آزار دادن تو و این گونه هردو توهم خوشبختی برتان داشته، هیچ ربطی هم به هیچ چیز دیگر ندارد. سکوت کرد، چون حرف دیگری برای گفتن باقی نمانده بود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۶ ، ۱۸:۱۸
notenevis ...

فاداری یک معجزه است و من فقط به یک پیامبر احتیاج دارم.


درسا عابدین

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ شهریور ۹۶ ، ۱۸:۱۴
notenevis ...

میدانی عشق شبیه سیم های ویولن می ماند ... خوبش میشود زیباترین نوت موسیقی جهان که اگر خوب بنوازیش، از آن مراقبت کنی، قوانینش را بلد باشی میتوانی زیباترین سمفونی دنیا را بنوازی که گوش دیگران را هم نوازش میدهد و بدش میشود شبیه کسی که سواد ویولن را ندارد، هر صدایی که از ویولن در می آید صدای گوش خراشیست که هم خودش را آزار میدهد و هم اطرافیان را ... عشق بلد شدن میخواهد، باید بدانی که هر رفتارت اگر خوب مراقبت نشده باشد، اگر بی احتیاطی کرده باشی صدایش گوش خراش ترین صداییست که در عالم شنیده ای...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۳۵
notenevis ...

میدانی هر آدمی رازهایی دارد در زندگیش، رازهایی که هیچکس از ان باخبر نیست، رازهایی که در دل آدمی دفن شده است. گاهی مثل خوره می افتند به جانت و ره به جایی نداری ... اما خوشبخت همانیست که کسی را داشته باشد که پیش او اعتراف کند، بشنیند  ویک به یک ضعف هایش بی هیچ ترسی، بی هیچ نگرانی از قضاوت شدن داد بزند...از خطاهایش بگوید، یک جور خودافشایی خودخواسته که میدانی تهش دلت امن کسی هست که تو را قضاوت نمیکند، به تو حق اشتباه داده است و باز هم نظرش نسبت به تو تغییر نمیکند...هر ادمی باید یک رفیق داشته باشد که دلش امن آن باشد که هرچه از کوچه کوچه های زندگیش به او گفت باز هم قضاوت نمیشود و تنها راه بلد شدنش را به او یاد داده است.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ شهریور ۹۶ ، ۱۷:۰۸
notenevis ...
گاهی نبودن آدم ها دیگر برایت اصلا سخت نیست، دیگر به نبودنشان عادت کرده باشی،شاید هم عادت نه، بلکه باور کرده باشی و کنار آمده باشی، اما گاهی آدم از پیدا شدن های ناگهانی و مجدد آدم هاست که شوکه میشود، انگار در یک جنگل پر از مه گم شده باشی،درست هنگامی که این مه برایت دلچسب شده باشد و به آن عادت کرده باشی و در حال مسیریابی باشی و خودت را کم کم خارج از مه پیدا کرده باشی و از پیداشدنت مطمئن شده باشی باز دوباره گرفتار مه غلیظ تری بشوی و این بار دیگر انگار پیدا نخواهی بشوی...پیدا شدن دوباره بعضی آدم ها از اساس حالت را که نگیرند اما قطعا گذشته هایی را به یادت می آورند که برای فراموش شدنشان چه تلاش‌ها که نکرده بودی.گاه در زندگی با نبودن آدم ها دیگر مشکلی نداری بلکه با بودنشان هست که مشکل پیدا میکنی...
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۰۱
notenevis ...

گیرم که آدمی را در گذشته دوست داشتی، گیرم که عاشق بودی، عاشقی کردی، تمام روز و شب هایت را به پایش ریختی و اما نشد، نرسیدی...راستش به گمانم اصرار آدم ها برای تکرار خاطرات خنده دارترین کار ممکن باشد.خاطرات را باید همانطور که هست دست نخورده در گذشته گذاشت و از روی پلی که تو را به آینده وصلت میکند آرام آرام قدم برداشت و در قلب را به روی بقیه آدم ها باز گذاشت...آدمی که در گذشته گیر کرده ، دست و پا میزدند ، تمام خاطراتش را همانطور در زمان حال میخواهد در حالی که این نشدنی ترین کار ممکن است...گاهی باید به بقیه آدم ها هم فرصت بدهی، شاید خاطراتی بهتر برایت ساختند که قبلی ها آنقدر برایت کمرنگ شدند که از یادت رفتند...گاهی اصرار ورزیدنت برگذشته برگ بازنده ات برای گرفتن حالت میشود و بس.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۵۷
notenevis ...

راست میگویند که هر انسانی یک ستاره در آسمان دارد، چرا که روز همه چیز بر سرجای خودش قرار دارد، همه چیز منظم است، حتی قلب آدم، حتی نغمه پرندگان خبر از حال خوبشان در روز میدهد، اما امان از شب ها، دلتنگیش نشان از فقدان چیزی درون قلب است، شب که میشود تو گویی دیگر هیچ چیز نظم نداشته باشد و سرجایش نباشد، اصلا همین سکوتش میخواهد چیزی بگوید اما نمی‌تواند و این خودش حکایت از آن دارد که هر انسانی باید گمشده اش را از آسمان شب بخواهد و چه چیز زیباتر و بهتر از ماه و ستارگانش؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۱۶
notenevis ...
بعضی آدم‌ها در تعریفشان هم از تو یک جور کینه و حسرت است. اصلا از تو که تعریف می‌کنند جای خوشحال شدنت، به جای انرژی مثبت یک غم می‌‍نشیند در دلت...به گمانم تعریف وتمجید هم آداب خودش را داشته باشد، آن که مراقب باشی کلمات را چطور کنار هم می‌چینی، این که اگر داری از کسی تعریف میکنی مراقب باشی بین خودت و او به جای از بین بردن دیواری اگر هست، هی آجر روی آجر نگذاری بی آن که به فکر پپنجره‌اش باشی آنقدر اهمیت دارد، که همیشه میگویم اگر قرار است از کسی تعریفی کنی که بوی ریا بدهد، از ته دلت نباشد، پشت آن حسرت باشد همان بهتر که سکوت کنی...همان بهتر که کلا لب به تعریف و تمجید وسخن نگشایی چرا که خودت را خالی میکنی اما دیگری را لبریز از انرژی منفی میکنی به جای مثبت!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۱۵
notenevis ...